هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و اندوه عمیق سخن میگوید. شاعر با تصاویری مانند آب شدن بدن از آتش دل، تشبیه خود به حباب، و اشاره به گریههای فراوان (اشک و ابر مژه)، غم و اشتیاق خود را بیان میکند. همچنین، از تأثیر یاد معشوق (شکرخند) بر طبیعت (مثل شبنم و گل) صحبت میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها جذاب نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۴۸ - در خاک مرا ز آتش دل گشت بدن آب
در خاک مرا ز آتش دل گشت بدن آب
شد هممچو حبابم کفن از پهلوی تن آب ۱
از هر گل این باغ شمیم جگر آید
گویا که ز ابر مژه ام خورده چمن آب ۲
چون غنچه بهر قطرهٔ اشکم گل زخمی است
برداشته از چاک جگر دیدهٔ من آب ۳
از یاد شکرخند تو گردیده ز شبنم
گرداب صفت غنچهٔ گل را بدهن آب ۴
شد هممچو حبابم کفن از پهلوی تن آب ۱
از هر گل این باغ شمیم جگر آید
گویا که ز ابر مژه ام خورده چمن آب ۲
چون غنچه بهر قطرهٔ اشکم گل زخمی است
برداشته از چاک جگر دیدهٔ من آب ۳
از یاد شکرخند تو گردیده ز شبنم
گرداب صفت غنچهٔ گل را بدهن آب ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۷ - هست هر حرف تو شکر را جواب
گوهر بعدی:شماره ۱۴۹ - در تن ز بسکه بی تو مرا یافت راه تاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.