هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و عشق نافرجام میگوید. او از بیتابی و بیقراری خود در نبود معشوق سخن میگوید و از سوز دل و آه سینهاش یاد میکند. همچنین، به زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر روح و روان خود اشاره دارد. در نهایت، از ناتوانی در تحمل عشق و دوری معشوق مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۱۴۹ - در تن ز بسکه بی تو مرا یافت راه تاب
در تن ز بسکه بی تو مرا یافت راه تاب
در سینه ام چو زلف تو برداشت آه تاب ۱
خوابانده ام به سرمه چو سوسن زبان خویش
در زنگ خامشی شده تیغم سیاه تاب ۲
بگرفت نور بدر نقاب کلفت به رو
رفت از حجاب عارض او در پناه تاب ۳
طاقت رباست عشق ز جویا توان مجو
نگذاشت با دل آن صنم کج کلاه تاب ۴
در سینه ام چو زلف تو برداشت آه تاب ۱
خوابانده ام به سرمه چو سوسن زبان خویش
در زنگ خامشی شده تیغم سیاه تاب ۲
بگرفت نور بدر نقاب کلفت به رو
رفت از حجاب عارض او در پناه تاب ۳
طاقت رباست عشق ز جویا توان مجو
نگذاشت با دل آن صنم کج کلاه تاب ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - در خاک مرا ز آتش دل گشت بدن آب
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - افتاد عکس عارضت ای مه جبین در آب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.