هوش مصنوعی:
این شعر از عشق، طبیعت و غمهای درونی سخن میگوید. با تصاویری مانند بادهی آلوده، غنچهی لخت دل، گلهای ریخته شده و باران اشک، احساساتی عمیق و شاعرانه را بیان میکند. شاعر از درد فراق، حسرت و جستجوی خوشدلی مینالد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاطفی عمیق و نمادهای پیچیدهی ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها جذاب نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غم عشق و حسرت نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۵۹ - زهر چشم آلوده بود این باده کاندر جام ریخت
زهر چشم آلوده بود این باده کاندر جام ریخت
ساقی امشب لخت دل چون غنچه ام در کام ریخت ۱
بسکه لبریز طراوت در خرام آمد به باغ
آبروی صد خیابان گل از آن اندام ریخت ۲
شکوه ای کردم رقم از اشک ریزی های چشم
چون ز گل شبنم ز حسرت نامه ام پیغام ریخت ۳
گریه شست آن داغ را کز یاد چشمت داشت دل
حیف کز بسیاری باران گل بادام ریخت ۴
کی شراب خوشدلی جویا به دست آسان فتد
غنچه از بهر شکفتن خون دل در جام ریخت ۵
ساقی امشب لخت دل چون غنچه ام در کام ریخت ۱
بسکه لبریز طراوت در خرام آمد به باغ
آبروی صد خیابان گل از آن اندام ریخت ۲
شکوه ای کردم رقم از اشک ریزی های چشم
چون ز گل شبنم ز حسرت نامه ام پیغام ریخت ۳
گریه شست آن داغ را کز یاد چشمت داشت دل
حیف کز بسیاری باران گل بادام ریخت ۴
کی شراب خوشدلی جویا به دست آسان فتد
غنچه از بهر شکفتن خون دل در جام ریخت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۸ - احمد مرسل که عالم جمله در تسخیر اوست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۰ - مست و بیخود شوخ من افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.