هوش مصنوعی: این شعر از غم و اندوه عمیق، افسردگی دل، بی‌نظمی جهان و رنج عشق سخن می‌گوید. شاعر از درد درونی، ناامیدی و بی‌تفاوتی جهان نسبت به رنج‌هایش می‌نالد و عشق را عاملی می‌داند که انسان را از خود بیگانه می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی موجود در شعر، مانند افسردگی، ناامیدی و بی‌نظمی جهان، برای درک و پردازش نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'قطره خون مرده' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۱۸۴ - عنوان:تیره باطنها پهلوی دل افسرده است

عنوان:تیره باطنها پهلوی دل افسرده است
متن:دل که بی سوز غمی باشد چراغ مرده است ۱

بسکه از پهلوی دل هر ذره ام افسرده است
مردمک در دیده ام یک قطره خون مرده است ۲

گردش افلاک از بس بی نظام افتاده است
آسمانها گوییا اوراق بر هم خورده است ۳

کی به وحشتگاه عنقا می شود الفت گزین
هر کرا سودای او از خویش بیرون برده است ۴

پیش آن کس کز غمت با تنگی دل خو گرفت
وسعت آباد جهان یک خاطر آزرده است ۵

هیچکس جویا به عالم طرفی از وصلش نیست
دست در دامان عشقش هر که زد پا خورده است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۳ - دل ز پهلوی تن خاکی است گر بیدار نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵ - جان اسیر تست تا تیغت به خونم مایل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.