هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از احساسات عمیق و دردهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از ناامیدی، تنهایی، و رنجهای درونی خود میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند خون دل، گریه، جنون، و خنجر، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند خون دل و خنجر ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۱۹۳ - مایه ای از خون دل و زگریه سامانی نداشت
مایه ای از خون دل و زگریه سامانی نداشت
هر که چون مینا به بزمت چشم گریانی نداشت ۱
بر جنونم وسعت این عرصه دایم تنگ بود
جامهٔ عریانی ام چون دشت دامانی نداشت ۲
از تپیدنهای بسمل شرم می آید مرا
اینقدرها از برای رفتن جانی نداشت ۳
در سراپا خنجرش را بسکه بشکستم نود
در تنم از استخوان کلکی که پیکانی نداشت ۴
هر کدورت را گشادی هست جویا کس ندید
هیچ کهساری که در پهلو بیابانی نداشت ۵
هر که چون مینا به بزمت چشم گریانی نداشت ۱
بر جنونم وسعت این عرصه دایم تنگ بود
جامهٔ عریانی ام چون دشت دامانی نداشت ۲
از تپیدنهای بسمل شرم می آید مرا
اینقدرها از برای رفتن جانی نداشت ۳
در سراپا خنجرش را بسکه بشکستم نود
در تنم از استخوان کلکی که پیکانی نداشت ۴
هر کدورت را گشادی هست جویا کس ندید
هیچ کهساری که در پهلو بیابانی نداشت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۲ - از باده غنچهٔ دل آن سیمبر شکفت
گوهر بعدی:شماره ۱۹۴ - عشق آنجا کز پی ایجاد عالم رنگ ریخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.