هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ریختن سبوی باده توسط محتسب و تأثیرات غمانگیز آن بر زندگی و احساساتش میگوید. او از درد عشق و غم سخن میگوید و تصاویری مانند ریختن خون دل به پای تاک و ریختن اشک از چشمان غمناک را به کار میبرد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی مانند غم، عشق و درد است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مصرف باده ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۱۹۷ - محتسب امشب سبوی باده ام را پاک ریخت
محتسب امشب سبوی باده ام را پاک ریخت
خون عشرت را ز بی دردی عبث بر خاک ریخت ۱
همچو آب جو که برگ گل برون آرد ز باغ
با سرشکم لخت دل از دیدهٔ غمناک ریخت ۲
هر گیاهی را رسد لاف فلاطونی زدن
محتسب تا بر زمین افشردهٔ ادراک ریخت ۳
از گل پیمانه می آید شمیم درد عشق
باغبان خون دلم گویی به پای تاک ریخت ۴
خون عشرت را ز بی دردی عبث بر خاک ریخت ۱
همچو آب جو که برگ گل برون آرد ز باغ
با سرشکم لخت دل از دیدهٔ غمناک ریخت ۲
هر گیاهی را رسد لاف فلاطونی زدن
محتسب تا بر زمین افشردهٔ ادراک ریخت ۳
از گل پیمانه می آید شمیم درد عشق
باغبان خون دلم گویی به پای تاک ریخت ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۶ - ببازد غنچه رنگ از خجلت لعل قدح نوشت
گوهر بعدی:شماره ۱۹۸ - دل را گشاد کار ز فیض دماغ ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.