هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد و رنج عشق و تأثیرات آن بر دل و تن خود سخن می‌گوید. او از چشمان معشوق به عنوان منبع ستم و بیماری یاد می‌کند، ولی در عین حال، این چشمان را عامل آبادی و معماری دل ویران خود می‌داند. شاعر از مژگان معشوق به عنوان خنجری یاد می‌کند که دلش را می‌کشد و از دلداری ندادن چشمان معشوق شکایت دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های مانند 'خنجر' و 'دل خون گشته' ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامناسب باشد.

شماره ۲۰۳ - دل و ستم ز کار افتاد از پرکاری چشمت

دل و ستم ز کار افتاد از پرکاری چشمت
تنم لاغر چو مژگان است از بیماری چشمت ۱

شدم آباد ویرانی چو منظور تو گردیدم
خرابی را عمارت می کند معماری چشمت ۲

دل خون گشته ام را می کشد بر خار مژگانش
نباشد بیش ازین با عاشقان دلداری چشمت ۳

حذر اولی ز بدمستی که خنجر در کفش باشد
از آن ترسم که مژگانت نماید یاری چشمت ۴

زبان فهم نگه شاید به این معنی رسد جویا
نهان با دل ز مژگان است خنجر کاری چشمت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۲ - بسکه رنگین جلوه از لخت دل شیدای ماست
گوهر بعدی:شماره ۲۰۴ - هر کس محروم از جوانی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.