هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناهماهنگی بین زبان و دل، ناامیدی از روزگار، بیوفایی معشوق و درد عشق شکایت میکند. او بیان میکند که در طبیعت دل، آرامش وجود ندارد و معشوقی که نوازشگر دل باشد، دلسوز نیست. همچنین، شاعر اشاره میکند که عاشقان واقعی از بیداد عشق مینالند، نه کسانی که عاشق نیستند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۶۴ - چه دور گر به زبان تو دل موافق نیست
چه دور گر به زبان تو دل موافق نیست
که صبح نیز در این روزگار صادق نیست ۱
دوا به درد کنیدم که در طبیعت دل
هوای کشور آسودگی موافق نیست ۲
همیشه سیلی جورم نواخت بر رخ دل
فغان که آن صنم دل نواز مشفق نیست ۳
فغان اهل محبت ز درد بی دردی است
بنالد آنکه ز بیداد عشق، عاشق نیست ۴
ز زلف وعدهٔ تاری نموده ای دوشم
خلاف عهد سر مویی از تو لایق نیست ۵
فروغ صدق ز سیمای او مجو جویا
چو شمع آنکه زبان با دلش موافق نیست ۶
که صبح نیز در این روزگار صادق نیست ۱
دوا به درد کنیدم که در طبیعت دل
هوای کشور آسودگی موافق نیست ۲
همیشه سیلی جورم نواخت بر رخ دل
فغان که آن صنم دل نواز مشفق نیست ۳
فغان اهل محبت ز درد بی دردی است
بنالد آنکه ز بیداد عشق، عاشق نیست ۴
ز زلف وعدهٔ تاری نموده ای دوشم
خلاف عهد سر مویی از تو لایق نیست ۵
فروغ صدق ز سیمای او مجو جویا
چو شمع آنکه زبان با دلش موافق نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۳ - چسبیده بهم گرچه لب از شهد نکاتت
گوهر بعدی:شماره ۲۶۵ - سوختن شمع شبستان زمن آموخته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.