هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، به بیان احساسات عاشقانه، آموزههای عرفانی و تأملات فلسفی میپردازد. شاعر از عناصر طبیعت مانند شمع، گل، باد، سرو و آسمان برای انتقال مفاهیم عمیق استفاده میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارد.
شماره ۲۶۵ - سوختن شمع شبستان زمن آموخته است
سوختن شمع شبستان زمن آموخته است
گل ز رخسار تو افروختن آموخته است ۱
در هوای تو سبک سیرتر از بوی گلی م
به غریبی دل ما در وطن آموخته است ۲
بر زمین ساغر سرشار به کف غلطیدن
مست لایعقل من از چمن آموخته است ۳
نیست بی فایده در پیش تو استادن سرو
از تو دامن به میان برزدن آموخته است ۴
پیش از ایجاد جهان بی سر و پا می گشتیم
آسمان بیهوده گردی ز من آموخته است ۵
بی تکلف ز شکر ریزی صائب جویا
طوطی نطق تو طرز سخن آموخته است ۶
گل ز رخسار تو افروختن آموخته است ۱
در هوای تو سبک سیرتر از بوی گلی م
به غریبی دل ما در وطن آموخته است ۲
بر زمین ساغر سرشار به کف غلطیدن
مست لایعقل من از چمن آموخته است ۳
نیست بی فایده در پیش تو استادن سرو
از تو دامن به میان برزدن آموخته است ۴
پیش از ایجاد جهان بی سر و پا می گشتیم
آسمان بیهوده گردی ز من آموخته است ۵
بی تکلف ز شکر ریزی صائب جویا
طوطی نطق تو طرز سخن آموخته است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۴ - چه دور گر به زبان تو دل موافق نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۶۶ - به چشم اهل دل آن اشک اعتبار نداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.