هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غزلی است که در آن شاعر از عشق و اسارت در زنجیرهای معشوق سخن میگوید. او از زیباییهای معشوق، مانند زلفهای گرهگیر و چشمان جذابش یاد میکند و اشاره میکند که حتی پس از مرگ نیز آتش عشق در دلش باقی است. همچنین، شاعر به تأثیرات عمیق معشوق بر زندگی خود اشاره میکند و از روزهایی یاد میکند که هر حلقه از زلف معشوق برای او کمندی برای تسخیر قلبش بوده است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۹۶ - با اسیران نازها امروز زنجیر تو داشت
با اسیران نازها امروز زنجیر تو داشت
حلقه از چشم بتان زلف گرهگیر تو داشت ۱
بعد مردن هم نشد کم آتش دل گرچه ریخت
بر سر ما هر قدر آبی که شمشیر تو داشت ۲
شرم را نازم که هر گه چهره ات را می گشود
جنگها با خامهٔ نقاش تصویر تو داشت ۳
یاد ایامی که از هر حلقهٔ زلف کجش
صد کمند آماده جویا بهر تسخیر تو داشت ۴
حلقه از چشم بتان زلف گرهگیر تو داشت ۱
بعد مردن هم نشد کم آتش دل گرچه ریخت
بر سر ما هر قدر آبی که شمشیر تو داشت ۲
شرم را نازم که هر گه چهره ات را می گشود
جنگها با خامهٔ نقاش تصویر تو داشت ۳
یاد ایامی که از هر حلقهٔ زلف کجش
صد کمند آماده جویا بهر تسخیر تو داشت ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۵ - همین نه مصرع موزون تراقد دلجوست
گوهر بعدی:شماره ۲۹۷ - در دیاری که دلم عاشقی آموخته بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.