هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق عمیق خود به معشوق و رنجهای ناشی از این عشق سخن میگوید. او از زبان تیغ معشوق به عنوان عذرخواهی در روز قیامت یاد میکند و شهید عشق و لب تشنهاش را گواه این احساسات میداند. همچنین، شاعر به شهرت نیکویی معشوق اشاره میکند که حتی آفتاب پرستار روی ماه او شده است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۰۱ - زبان تیغ تو در حشر عذرخواه من است
زبان تیغ تو در حشر عذرخواه من است
شهید عشقم و لب تشنگی گواه من است ۱
نشست تا به رخت گرد خط همی نالم
که آه از اثر آه صبحگاه من است ۲
بلند گشته چنان شهرت نکویی او
که آفتاب پرستار روی ماه من است ۳
شهید عشقم و لب تشنگی گواه من است ۱
نشست تا به رخت گرد خط همی نالم
که آه از اثر آه صبحگاه من است ۲
بلند گشته چنان شهرت نکویی او
که آفتاب پرستار روی ماه من است ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۰ - بیدلی را که گلشن داغ و چمن هامون است
گوهر بعدی:شماره ۳۰۲ - می تواند در نظر نقش خیال یار بست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.