هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج، جدایی، و ناامیدی میپردازد. شاعر از زخمهای دل، بیقراری، و ناتوانی در رهایی از درد سخن میگوید و اشاره میکند که گاهی معانی عمیق در دلهایی بیگانه نهفته است. همچنین، به زیباییهای پنهان و تأثیر عشق و بیداد آن اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و ناامیدی نیاز به بلوغ ذهنی برای درک مناسب دارند.
شماره ۳۳۱ - از لقای مه تسلی دیدهٔ مهجور نیست
از لقای مه تسلی دیدهٔ مهجور نیست
الفتی این زخم را با مرهم کافور نیست ۱
هر چه در هر جا نباشد تحفه بودن را سزاست
در جناب کبریا جز عجوز ما منظور نیست ۲
بادهٔ پرزور نتواند زجا بردار دم
چون کنم کز ضعف رفتن از خودم مقدور نیست ۳
از شکفتن در بهار زندگی بی بهره است
هر کرا زخم دلش مانند گل ناسور نیست ۴
هر قدر بیگانه تر معنی به دل نزدیک تر
یار اگر دوری گزیند از بر ما دور نیست ۵
شعلهٔ آواز چون دل را بر آتش می کشد
حسن شوخی در پس این پرده گر مستور نیست ۶
پیش آن کو یافت جویا نشئهٔ بیداد عشق
فرقی از خون جگر تا بادهٔ انگور نیست ۷
الفتی این زخم را با مرهم کافور نیست ۱
هر چه در هر جا نباشد تحفه بودن را سزاست
در جناب کبریا جز عجوز ما منظور نیست ۲
بادهٔ پرزور نتواند زجا بردار دم
چون کنم کز ضعف رفتن از خودم مقدور نیست ۳
از شکفتن در بهار زندگی بی بهره است
هر کرا زخم دلش مانند گل ناسور نیست ۴
هر قدر بیگانه تر معنی به دل نزدیک تر
یار اگر دوری گزیند از بر ما دور نیست ۵
شعلهٔ آواز چون دل را بر آتش می کشد
حسن شوخی در پس این پرده گر مستور نیست ۶
پیش آن کو یافت جویا نشئهٔ بیداد عشق
فرقی از خون جگر تا بادهٔ انگور نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۰ - برخاک آنچه از مژهٔ ما چکیده است
گوهر بعدی:شماره ۳۳۲ - زاهد از دنیا پی تحصیل سیم و زر گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.