هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از زبان عاشقی بیان می‌شود که درگیر احساسات پیچیده و درد عشق است. او از سرگشتگی، پریشانی و رنج‌های عشق می‌گوید و به زیبایی‌های معشوق و ناکامی‌های خود اشاره می‌کند. شاعر از مفاهیمی مانند عشق نافرجام، کینه، شوق و ناز معشوق استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند کینه و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۳۴۷ - سرگرانی زلف جانان با خط شبرنگ داشت

سرگرانی زلف جانان با خط شبرنگ داشت
از پریشانی همی با سایهٔ خود جنگ داشت ۱

حسن مستور تو از جامی که پنهان می زدی
شمع شوخی زیر دامان پرند رنگ داشت ۲

با وجود آنکه خاک رهگذار او شدیم
کینهٔ ما را به دل همچون شرر در سنگ داشت ۳

شب که در فکر دهانش غنچه بودم تا سحر
وسعت آباد دلم را جوش معنی تنگ داشت ۴

نامهٔ شوق مرا از دست قاصد می برد
دلبری کز بردن نامم زبانش ننگ داشت ۵

من کجا و تاب استغنای او جویا کجا
سرگرانی های نازش کوه را بی سنگ داشت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴۶ - قسمت هر کس زنعمت خانه اش پیمانه ای است
گوهر بعدی:شماره ۳۴۸ - دست در کار زن آخر نه ترا کاری هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.