هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد فراق و سوختن در آتش عشق سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند شمع، دود، و آتش، احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیم معنوی مانند رحمت و گناه دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۵۳ - تنها نه در ره تو مرا شمع آه سوخت
تنها نه در ره تو مرا شمع آه سوخت
تا پیه چشم بود چراغ نگاه سوخت ۱
دودش بهار عنبر دریای رحمت است
هر دل که او در آتش شرم گناه سوخت ۲
زان جلوه ای که حسن تو امشب بکار برد
دیدم ستاره داغ شد از رشک و ماه سوخت ۳
چون شمع زآتش دل شب زنده دار خویش
ما را شب فراق تو موی کلاه سوخت ۴
ظالم مروتی بدل ناز پرورم
بیچاره در غم تو به حال تباه سوخت ۵
آن را که نیست زنده چو جویا دلش به عشق
چون شمع بر مزار به لب مد آه سوخت ۶
تا پیه چشم بود چراغ نگاه سوخت ۱
دودش بهار عنبر دریای رحمت است
هر دل که او در آتش شرم گناه سوخت ۲
زان جلوه ای که حسن تو امشب بکار برد
دیدم ستاره داغ شد از رشک و ماه سوخت ۳
چون شمع زآتش دل شب زنده دار خویش
ما را شب فراق تو موی کلاه سوخت ۴
ظالم مروتی بدل ناز پرورم
بیچاره در غم تو به حال تباه سوخت ۵
آن را که نیست زنده چو جویا دلش به عشق
چون شمع بر مزار به لب مد آه سوخت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۲ - آن را که غباری به رخ از تربت طوس است
گوهر بعدی:شماره ۳۵۴ - لقمهٔ بی تلخی و زرد و بالم آرزوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.