هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از ریختن خون و اشک در راه عشق سخن میگوید. شاعر با تصاویری مانند ریختن باده در پیمانه و پروانههای گرد شمع، از دلدادگی و بیقراری دل در عشق میسراید. همچنین، به نقد پیروان عقل و ستایش دیوانگان عشق میپردازد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعارههای پیچیده، برای درک و تجربهی مخاطبان جوانتر مناسبتر است.
شماره ۳۵۸ - آه کامشب محتسب آب رخ میخانه ریخت
آه کامشب محتسب آب رخ میخانه ریخت
خون عشرت بر زمین بسیار بیرحمانه ریخت ۱
تا به دام عشق او آرام گیرد مرغ دل
دیده ام از قطره های اشک آب و دانه ریخت ۲
خون آدم ریختن بر خاک پیش خوی اوست
آنقدر آسان که گویی باده در پیمانه ریخت ۳
واله لولی وشی گشتم که چون شد گرم رقص
گرد غم از دل به دست افشاندن مستانه ریخت ۴
شمع قدش جلوه پیراگشت تا در صحن باغ
در رهش گلبرگ ماند پر پروانه ریخت ۵
پیروان عقل از ارباب معنی نیستند
معنیی گر بود جویا در دل دیوانه ریخت ۶
خون عشرت بر زمین بسیار بیرحمانه ریخت ۱
تا به دام عشق او آرام گیرد مرغ دل
دیده ام از قطره های اشک آب و دانه ریخت ۲
خون آدم ریختن بر خاک پیش خوی اوست
آنقدر آسان که گویی باده در پیمانه ریخت ۳
واله لولی وشی گشتم که چون شد گرم رقص
گرد غم از دل به دست افشاندن مستانه ریخت ۴
شمع قدش جلوه پیراگشت تا در صحن باغ
در رهش گلبرگ ماند پر پروانه ریخت ۵
پیروان عقل از ارباب معنی نیستند
معنیی گر بود جویا در دل دیوانه ریخت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۷ - در غم شاه شهیدان زار می باید گریست
گوهر بعدی:شماره ۳۵۹ - چشم دل بگشا که جوش حسن اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.