هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناامیدی و بیپاسخی معشوق یا جهان در برابر دردها و نالههایش مینالد. هر بار به شکلی مختلف (طبیعت، معشوق، یا دیگران) روی میآورد، اما پاسخی نمیشنود. این احساس تنهایی و بیپناهی در قالب تصاویر شاعرانه مانند شبنم، گل، و خاک و خون بیان شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و نمادهای شاعرانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نسبی نیاز دارد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به رنج و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۳۶۱ - کجا روم که به دردم رسید و هیچ نگفت
کجا روم که به دردم رسید و هیچ نگفت
فغان که نالهٔ زارم شنید و هیچ نگفت ۱
چو دید شوخی شبنم ببرگ گل در باغ
لب از حجاب به دندان گزید و هیچ نگفت ۲
گرفتمش سر راهی به خاک و خون غلطان
رسید بر سرم، آهی کشید و هیچ نگفت ۳
بگفتمش که کباب نگاه کیست دلم
به خنده جا نب من گرم دید و هیچ نگفت ۴
شنید شکوهٔ اغیار را ز من جویا
ز غیر خاطرش از جان رمید و هیچ نگفت ۵
فغان که نالهٔ زارم شنید و هیچ نگفت ۱
چو دید شوخی شبنم ببرگ گل در باغ
لب از حجاب به دندان گزید و هیچ نگفت ۲
گرفتمش سر راهی به خاک و خون غلطان
رسید بر سرم، آهی کشید و هیچ نگفت ۳
بگفتمش که کباب نگاه کیست دلم
به خنده جا نب من گرم دید و هیچ نگفت ۴
شنید شکوهٔ اغیار را ز من جویا
ز غیر خاطرش از جان رمید و هیچ نگفت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۰ - حاجت هر که گذشت است ز حاجات رواست
گوهر بعدی:شماره ۳۶۲ - مه است روی تو یا آفتاب ازین دو کدام است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.