هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ناامیدی و غم خود میگوید و بیان میکند که در جستجوی پادشاهی است که ارزشمند باشد. او از عشق و رنجهایش سخن میگوید و اشاره میکند که تنها دل بیقرار است که به دنبال حقیقت میگردد و دیگر هیچ چیز ارزشمند نیست.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها برای کودکان دشوار است. همچنین، مضامین غم و ناامیدی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامناسب باشد.
شماره ۳۶۴ - بهر روزی دلم غمین نیست
بهر روزی دلم غمین نیست
گو کمتر باش بیش ازین نیست ۱
کو پادشهی که در پی نام
دستش ته سنگ از نگین نیست ۲
داد از اشکی که نیست خونین
آه از آهی که آتشین نیست ۳
سرزندهٔ عشق همچو شمعم
داغم پنهان در آستین نیست ۴
دارد همه جا چو آینه روی
بر لوح جبین هر که چین نیست ۵
غیر از دل بیقرار جویا
ویرانهٔ پادشه نشین نیست ۶
گو کمتر باش بیش ازین نیست ۱
کو پادشهی که در پی نام
دستش ته سنگ از نگین نیست ۲
داد از اشکی که نیست خونین
آه از آهی که آتشین نیست ۳
سرزندهٔ عشق همچو شمعم
داغم پنهان در آستین نیست ۴
دارد همه جا چو آینه روی
بر لوح جبین هر که چین نیست ۵
غیر از دل بیقرار جویا
ویرانهٔ پادشه نشین نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۳ - عالم از جوش بهاران چه بسامان شده است
گوهر بعدی:شماره ۳۶۵ - به عاشقان نه از امروز بر سر جنگ است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.