هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و پریشانی سخن میگوید، با تصاویری از زلف پریشان، میخانه، و دلشکستگی. شاعر از ناتوانی در بیان عشق و رنجهای آن میگوید و تأکید میکند که عشق واقعی با آرامش و نظم سازگار نیست.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتر دارد. همچنین ممکن است برخی از تصاویر و مفاهیم برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۳۷۰ - عاشقان را با پریشانی ست پیمانی درست
عاشقان را با پریشانی ست پیمانی درست
نقش ما بنشسته با زلف پریشانی درست ۱
حسن شوخش پرده برگیرد اگر از روی کار
در جهان باقی نمی ماند گریبانی درست ۲
عاجز است از عهدهٔ تعمیر او میخانه ها
بسکه رنگم با شکستن بسته پیمانی درست ۳
گرمی خونم گدازد بیضهٔ فولاد را
از تنم نتوان برون آورد پیکانی درست ۴
هرزه گویا خون دل نوشند از آن کاین قوم را
ژاژخایی در دهن نگذاشت دندانی درست ۵
چون کند زورآزمایی پنجهٔ خورشید عشق
کی بسان صبح می ماند گریبانی درست ۶
بسکه کاهید از دل من آنقدر باقی نماند
کاندرو جویا کند جا تیر مژگانی درست ۷
نقش ما بنشسته با زلف پریشانی درست ۱
حسن شوخش پرده برگیرد اگر از روی کار
در جهان باقی نمی ماند گریبانی درست ۲
عاجز است از عهدهٔ تعمیر او میخانه ها
بسکه رنگم با شکستن بسته پیمانی درست ۳
گرمی خونم گدازد بیضهٔ فولاد را
از تنم نتوان برون آورد پیکانی درست ۴
هرزه گویا خون دل نوشند از آن کاین قوم را
ژاژخایی در دهن نگذاشت دندانی درست ۵
چون کند زورآزمایی پنجهٔ خورشید عشق
کی بسان صبح می ماند گریبانی درست ۶
بسکه کاهید از دل من آنقدر باقی نماند
کاندرو جویا کند جا تیر مژگانی درست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۹ - غافلی کز جور خواهی شیشهٔ دلها شکست
گوهر بعدی:شماره ۳۷۱ - شوخ بیدادگری همچو تو در عالم نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.