هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از عشق به فردی بیاعتقاد و سرکش شکایت دارد و بیان میکند که هرچه بیشتر به این عشق میپیچد، بیشتر درگیر آن میشود. همچنین، این شعر به ناپایداری دنیا و رفتارهای نادرست انسانها اشاره میکند و تأکید دارد که کسانی که بدخواهی پیشه میکنند، هرگز به خوشی نخواهند رسید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و انتقادهای اجتماعی برای مخاطبان کمسنوسال ممکن است نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۴۱۸ - عبث دل از غم آن شوخ کافرکیش می پیچد
عبث دل از غم آن شوخ کافرکیش می پیچد
که گردد عقده محکم هر قدر بر خویش می پیچد ۱
نپردازد به خود با آنکه از آشفتگی زلفش
ندانم اینقدر چون بر من درویش می پیچد ۲
نباشد گرد بادآسا تمیزی اهل دنیا را
به دامن هر گل و خاری که آید پیش می پیچد ۳
خوشی هرگز نبیند هر که بدخواهی است آیینش
به خو پیوسته همچون مار ظلم اندیش می پیچد ۴
به قدر خواهشت دنیا اسیر خویشتن سازد
تو گر جویا به دنیا بیش پیچی بیش می پیچد ۵
که گردد عقده محکم هر قدر بر خویش می پیچد ۱
نپردازد به خود با آنکه از آشفتگی زلفش
ندانم اینقدر چون بر من درویش می پیچد ۲
نباشد گرد بادآسا تمیزی اهل دنیا را
به دامن هر گل و خاری که آید پیش می پیچد ۳
خوشی هرگز نبیند هر که بدخواهی است آیینش
به خو پیوسته همچون مار ظلم اندیش می پیچد ۴
به قدر خواهشت دنیا اسیر خویشتن سازد
تو گر جویا به دنیا بیش پیچی بیش می پیچد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۷ - مهر را آن حسن سرکش گرم بیتابی کند
گوهر بعدی:شماره ۴۱۹ - با رقیبان مکن الفت به محبت سوگند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.