هوش مصنوعی:
این شعر از درد فراق و رنج دوری از معشوق سخن میگوید. شاعر از موجهای خون در سینه، تیغ کین، اشکهای سوزان و دل اندوهگین خود میگوید و بیان میکند که دوری از معشوق، حتی ذرهای از وجودش را به دشمنی میکشاند. همچنین، اشارهای به ناسازگاری ظاهر و باطن در برخی افراد دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و اندوه ناشی از فراق، همچنین استفاده از استعارههای پیچیده مانند «موج خون» و «تیغ کین»، برای درک بهتر به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد.
شماره ۴۳۱ - هر موج خون به سینه مرا تیغ کین زند
هر موج خون به سینه مرا تیغ کین زند
آن تندخو ز ناز چو چین بر جبین زند ۱
دور از تو ذرهٔ من دشمن همند
هر موج خون به شمع دلم آستین زند ۲
ممنون نیم زگریه که شبهای هجر او
آبی بر آتش دل اندوهگین زند ۳
چشم سفید من چو کف از سر بدر رود
اشکم چو جوش در جگر آتشین زند ۴
جویا چرا به روی نکو زاهدان بداند
آدم بود که طعن رخ گندمین زند ۵
آن تندخو ز ناز چو چین بر جبین زند ۱
دور از تو ذرهٔ من دشمن همند
هر موج خون به شمع دلم آستین زند ۲
ممنون نیم زگریه که شبهای هجر او
آبی بر آتش دل اندوهگین زند ۳
چشم سفید من چو کف از سر بدر رود
اشکم چو جوش در جگر آتشین زند ۴
جویا چرا به روی نکو زاهدان بداند
آدم بود که طعن رخ گندمین زند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۰ - نوبهار آمد و گلزار صفایی دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۲ - روبرو گردد چو با آیینهٔ شرمین می شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.