هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و غزلی است که در آن شاعر از زیبایی معشوق، دشواری‌های راه عشق و ناکامی‌های خود سخن می‌گوید. او با استفاده از استعاره‌هایی مانند گیسوی کمندانداز، لعل معجزه‌آسا و چشمان آهوگون، زیبایی‌های معشوق را توصیف می‌کند و از ناتوانی خود در برابر این جذابیت‌ها می‌نالد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از واژه‌ها و ترکیبات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۴۴۰ - کمند انداز شوخی همچو آن گیسو نمی باشد

کمند انداز شوخی همچو آن گیسو نمی باشد
مسیحا معجزی مانند لعل او نمی باشد ۱

به ایمایی دل آهو نگاهان می شود صیدش
کمانداری دگر مانند آن ابرو نمی باشد ۲

به راه عشق رفتم با توان ناتوانیها
که پای رفتن این راه جز زانو نمی باشد ۳

به خود در جنگ بدخویی زخود رم کرده آهویی
نمی باشد چو چشم او چو چشم او نمی باشد ۴

ستم گر بی وفایی سنگ دل ناآشنا شوخی
مروت دشمنی جویا چو آن بدخو نمی باشد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۳۹ - چنان در سینه آتش عشق آن مست هوس ریزد
گوهر بعدی:شماره ۴۴۱ - بی قراران ترا تا خلعت جان داده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.