هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از بیقراری عاشق، زیبایی معشوق و رنجهای عشق سخن میگوید. شاعر از عناصر طبیعت مانند غنچه، لاله، گل و شبنم برای توصیف حالات عاشق و معشوق استفاده کرده است. همچنین، به مفاهیمی مانند هجران، طوفان دل و قمار عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به درستی درک شوند.
شماره ۴۴۱ - بی قراران ترا تا خلعت جان داده اند
بی قراران ترا تا خلعت جان داده اند
غنچه سان صد پیرهن چاک گریبان داده اند ۱
تا ترا چون لاله و گل روی خندان داده اند
بیدلانت را چو شبنم چشم گریان داده اند ۲
در شب هجران زحال بی قرارانت مپرس
از طپیدن کشتی دل را بطوفان داده اند ۳
ناز را سرفتنهٔ چشم سیاهش کرده اند
فتنه را سرداری آن خیل مژگان داده اند ۴
با خیالش گرم چون گردید بازار قمار
داو اول نقد جان را عشقبازان داده اند ۵
غنچه سان صد پیرهن چاک گریبان داده اند ۱
تا ترا چون لاله و گل روی خندان داده اند
بیدلانت را چو شبنم چشم گریان داده اند ۲
در شب هجران زحال بی قرارانت مپرس
از طپیدن کشتی دل را بطوفان داده اند ۳
ناز را سرفتنهٔ چشم سیاهش کرده اند
فتنه را سرداری آن خیل مژگان داده اند ۴
با خیالش گرم چون گردید بازار قمار
داو اول نقد جان را عشقبازان داده اند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۰ - کمند انداز شوخی همچو آن گیسو نمی باشد
گوهر بعدی:شماره ۴۴۲ - گر سری در محفل آن چهره گلناری کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.