هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و اندوه عمیق خود میگوید که حتی طبیعت (سیل، کوه، صحرا) نیز تاب تحمل آن را ندارد. او از عشق ناکام، اضطراب درونی، و آرزوهای بربادرفته سخن میگوید و با تصاویری مانند گریههای سیلآسا، دل آزرده، و درد عشق، احساسات خود را بیان میکند. همچنین، اشارهای به ناتوانی از تحمل نازهای معشوق و دوری از تقاضا و التماس دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق ناکام، اندوه وجودی، و اضطراب درونی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و لحن غنایی شعر، مناسب مخاطبان با درک ادبی بالاتر است.
شماره ۴۵۳ - غمم را واله شیرین و لیلا برنمی تابد
غمم را واله شیرین و لیلا برنمی تابد
که سیل گریه ام را کوه و صحرا برنمی تابد ۱
گل چاکش به رنگ غنچه در جیب و بغل ریزد
می زورین ما را ظرف مینا برنمی تابد ۲
دل پراضطراب من زضبط اشک تنگ آمد
شکوه گوهرم را شور دریا برنمی تابد ۳
زیاد آرزو مانند گل از یکدگر باشد
دل آزرده ام بار تمنا برنمی تابد ۴
زلعلش نوش دارویی مگر گردد روان بخشم
مریض درد او ناز مسیحا برنمی تابد ۵
نخواهم گر همه در دست جویا از فلک هرگز
دل وارسته ام ننگ تقاضا برنمی تابد ۶
که سیل گریه ام را کوه و صحرا برنمی تابد ۱
گل چاکش به رنگ غنچه در جیب و بغل ریزد
می زورین ما را ظرف مینا برنمی تابد ۲
دل پراضطراب من زضبط اشک تنگ آمد
شکوه گوهرم را شور دریا برنمی تابد ۳
زیاد آرزو مانند گل از یکدگر باشد
دل آزرده ام بار تمنا برنمی تابد ۴
زلعلش نوش دارویی مگر گردد روان بخشم
مریض درد او ناز مسیحا برنمی تابد ۵
نخواهم گر همه در دست جویا از فلک هرگز
دل وارسته ام ننگ تقاضا برنمی تابد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۲ - گل در چمن از رشک تو آرام ندارد
گوهر بعدی:شماره ۴۵۴ - به ابرو الفتی پیوسته آن مژگان خم دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.