هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و دلبستگی سخن میگوید و از رشک، درد عشق، و زیبایی معشوق صحبت میکند. شاعر از تلخیهای عشق و نبود معشوق نیز مینالد و از ساقی میخواهد که از اصرار بیجا دست بردارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و رشک نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۵۲ - گل در چمن از رشک تو آرام ندارد
گل در چمن از رشک تو آرام ندارد
جز لخت دل خون شده در جام نداد ۱
با غنچهٔ گل شور شکرخند لبت نیست
مژگان ترا دیدهٔ بادام ندارد ۲
لطف تو دهد لذت شیرینی جانم
اما نمک تلخی دشنام ندارد ۳
بی او نخورم باده گرم جان به لب آید
ساقی بنشین این همه ابرام ندارد ۴
در جوش بود دیگ هوس زآتش حرصت
کس همچو تو جویا طمع خام ندارد ۵
جز لخت دل خون شده در جام نداد ۱
با غنچهٔ گل شور شکرخند لبت نیست
مژگان ترا دیدهٔ بادام ندارد ۲
لطف تو دهد لذت شیرینی جانم
اما نمک تلخی دشنام ندارد ۳
بی او نخورم باده گرم جان به لب آید
ساقی بنشین این همه ابرام ندارد ۴
در جوش بود دیگ هوس زآتش حرصت
کس همچو تو جویا طمع خام ندارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۱ - به چشمم بی رخت مینا دل افسرده را ماند
گوهر بعدی:شماره ۴۵۳ - غمم را واله شیرین و لیلا برنمی تابد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.