هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و غم عشق میگوید. او از رفتن معشوق و تأثیر آن بر روح و قلب خود سخن میراند و از آیینهای که در گرد و غبار غم پنهان شده یاد میکند. شاعر با اشاره به لطفی که زمانی ویژهاش بود و اکنون همگانی شده، احساس تنهایی و اندوه خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و غمانگیز است که درک کامل آن نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۸۱ - از باغ رفت و گل خون دایم به جام دارد
از باغ رفت و گل خون دایم به جام دارد
هر غنچهٔ پارهٔ دل بی او به کام دارد ۱
از عکس روی پنهان در گرد و کلفت غم
آیینه ام ز جوهر در خاک دام دارد ۲
گر با خودم نبردی گیرم ز روی ناز است
نام مرا نبردن آیا چه نام دارد؟ ۳
ریحان زگل دمیدش جویا چرا ننالم
لطفی که خاص من بود امروز عام دارد ۴
هر غنچهٔ پارهٔ دل بی او به کام دارد ۱
از عکس روی پنهان در گرد و کلفت غم
آیینه ام ز جوهر در خاک دام دارد ۲
گر با خودم نبردی گیرم ز روی ناز است
نام مرا نبردن آیا چه نام دارد؟ ۳
ریحان زگل دمیدش جویا چرا ننالم
لطفی که خاص من بود امروز عام دارد ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۰ - آنانکه جام مهر تو بر سر کشیده اند
گوهر بعدی:شماره ۴۸۲ - اگر در گریه خودداری کنم چشمم خطر دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.