هوش مصنوعی:
این شعر از دردها و رنجهای عشق و زندگی سخن میگوید. شاعر از افسردگی دلهای عاشق، فریبندگی سراب دنیا، ناامیدی نوجوانان، ترس از غم و وحشت، و آزار دائمی اهل جهان از وضعیت دنیا مینویسد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، مضامین ناامیدی و انتقاد اجتماعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۲۱ - اهل عالم جب به سوز عشق دل افسرده اند
اهل عالم جب به سوز عشق دل افسرده اند
سینه ها گویی که فانوس چراغ مرده اند ۱
می فریبد هر قدر دور از نظر باشد سراب
گوشه گیران بازی دنیا فزون تر خورده اند ۲
کی مراد خلق بر روی زمین حاصل شود؟
نوجوانان بسکه در خاک آرزوها برده اند ۳
سخت ترسم شاهباز غمزه اش خالی فتد
مرغ دلها طبل وحشت از تپیدن خورده اند ۴
نیست جویا دشمنی مانند خارا، شیشه را
دایم از وضع جهان اهل جهان آزرده اند ۵
سینه ها گویی که فانوس چراغ مرده اند ۱
می فریبد هر قدر دور از نظر باشد سراب
گوشه گیران بازی دنیا فزون تر خورده اند ۲
کی مراد خلق بر روی زمین حاصل شود؟
نوجوانان بسکه در خاک آرزوها برده اند ۳
سخت ترسم شاهباز غمزه اش خالی فتد
مرغ دلها طبل وحشت از تپیدن خورده اند ۴
نیست جویا دشمنی مانند خارا، شیشه را
دایم از وضع جهان اهل جهان آزرده اند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۰ - تا نفس باشد ستون خیمهٔ تن چون حباب
گوهر بعدی:شماره ۵۲۲ - پای بر آسودگان خواب راحت می زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.