هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که بر ضرورت گذر از خود و وابستگی‌های دنیوی برای رسیدن به حقیقت و خدا تأکید دارد. شاعر از مفاهیمی مانند فداکاری، پاکی طینت، قطع امید از غیر خدا و تلاش برای رسیدن به معرفت سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل پیام‌های شعر نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات عرفانی دارد.

شماره ۵۳۱ - پا ز سر در ره شوقش چو شرر باید کرد

پا ز سر در ره شوقش چو شرر باید کرد
خردهٔ جان به کف از خویش سفر باید کرد ۱

این شکرخند کز ابنای زمان می بینی
لب خمیازهٔ شیر است حذر باید کرد ۲

تا دل اهل بصیرت خورد از دیدنت آب
فکر گردآوری خود چو گهر باید کرد ۳

هیچ دانی زچه مقراض دو پلکت دادند
یعنی از غیر خدا قطع نظر باید کرد ۴

تا دلت مطلع انوار حقیقت گردد
سعی در پاکی طینت چو سحر باید کرد ۵

پای توفیق بهرآه آر و دل از دست مده
کار هر گه به افتاد جگر باید کرد ۶

ذکر و فکر سخنم دل نگشاید جویا
بعد از این ذکر دگر فکر دگر باید کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۳۰ - خلعت بی طمعی زیب هنرور باشد
گوهر بعدی:شماره ۵۳۲ - تا قامتش به سیر چمن شد ز جا بلند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.