هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به زیبایی هنر، صداقت، پاکی دل، و ارزشهای اخلاقی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند طمعنکردن، آبرومندی، صدق و صفا، و پاکدلی سخن میگوید و تأکید میکند که دل باید مانند آیینهای صاف باشد. همچنین، از بیماری بیدردی و اهمیت داغ دل در زیبایی زندگی یاد میکند. در پایان، شعر را به قند تشبیه میکند که اگر از لب شاعر شنیده شود، شیرینیاش تکرار میشود.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و اخلاقی است که درک آنها به سطحی از بلوغ فکری و تجربه نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و اخلاقی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۵۳۰ - خلعت بی طمعی زیب هنرور باشد
خلعت بی طمعی زیب هنرور باشد
آبرو شمع نهانخانه گوهر باشد ۱
صبح از صدق صفا فیض جهانگیری یافت
هر که دل را کند آیینه سکندر باشد ۲
اینقدر خاک تمنا چه فشانی بر دل؟
تا به کی آب حیات تو مکدر باشد ۳
غیر را راه مده در حرم کعبهٔ دل
نیست شایستهٔ مسجد که مصور باشد ۴
چه بلایی است عزیزان مرض بیدردی
داغ دل گر نشود نیک نکوتر باشد ۵
این غزلهای تو جویا که بعینه قند است
از لبش گر شنوی قند مکرر باشد ۶
آبرو شمع نهانخانه گوهر باشد ۱
صبح از صدق صفا فیض جهانگیری یافت
هر که دل را کند آیینه سکندر باشد ۲
اینقدر خاک تمنا چه فشانی بر دل؟
تا به کی آب حیات تو مکدر باشد ۳
غیر را راه مده در حرم کعبهٔ دل
نیست شایستهٔ مسجد که مصور باشد ۴
چه بلایی است عزیزان مرض بیدردی
داغ دل گر نشود نیک نکوتر باشد ۵
این غزلهای تو جویا که بعینه قند است
از لبش گر شنوی قند مکرر باشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۹ - بی رخت گل در چمن آشفتگی ها می کند
گوهر بعدی:شماره ۵۳۱ - پا ز سر در ره شوقش چو شرر باید کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.