هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و مستی سخن میگوید و احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از درد عشق، تنهایی و اختلاط با نااهلان شکایت دارد و آرزوی دیدار معشوق را دارد. تصاویری مانند گلستان، تیغ خودکشی و آتش عشق برای بیان احساساتش استفاده شدهاست.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند خودکشی و درد عشق وجود دارد که مناسب گروه سنی بزرگتر است.
شماره ۵۴۳ - شبی که مستی باد تو در سرم باشد
شبی که مستی باد تو در سرم باشد
دل گداخته صهبای ساغرم باشد ۱
به هر طرف که گشایم نظر گلستان است
خیال روی تو تا در برابرم باشد ۲
منم به معرکهٔ خودکشی چنان تیغی
که پیچ و تاب غم عشق جوهرم باشد ۳
خبر نکرده سر خود گرفتن از بزمم
ادای تازهٔ آن شوخ خود سرم باشد ۴
کجاست آتش عشقی که دست بی گل داغ
ز کار مانده تر از بال بی پرم باشد ۵
قیامت است مرا اختلاط با دونان
طنین هر مگسی شور محشرم باشد ۶
شوم شبی که هماغوش یاد او جویا
چو بوی غنچه ز گلبرگ بسترم باشد ۷
دل گداخته صهبای ساغرم باشد ۱
به هر طرف که گشایم نظر گلستان است
خیال روی تو تا در برابرم باشد ۲
منم به معرکهٔ خودکشی چنان تیغی
که پیچ و تاب غم عشق جوهرم باشد ۳
خبر نکرده سر خود گرفتن از بزمم
ادای تازهٔ آن شوخ خود سرم باشد ۴
کجاست آتش عشقی که دست بی گل داغ
ز کار مانده تر از بال بی پرم باشد ۵
قیامت است مرا اختلاط با دونان
طنین هر مگسی شور محشرم باشد ۶
شوم شبی که هماغوش یاد او جویا
چو بوی غنچه ز گلبرگ بسترم باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۲ - به ره طرح چمن پیوسته رخسار تو می ریزد
گوهر بعدی:شماره ۵۴۴ - در باغ چو گل برخ جانان نظر افکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.