هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، طبیعت و مفاهیم فلسفی و اخلاقی سخن میگوید. شاعر از عشق و آواز، طبیعت بهار و میگساری، و همچنین از صداقت و ریا در روابط انسانی صحبت میکند. در ابیات مختلف، مفاهیمی مانند عشق، شادی، زهد، و اعتبار اجتماعی به تصویر کشیده شدهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به میگساری و مفاهیم عاشقانه دارد که برای گروه سنی بالاتر مناسبتر است.
شماره ۵۴۵ - کباب خود دلم را شعلهٔ آواز او دارد
کباب خود دلم را شعلهٔ آواز او دارد
چو شمع بزم پنداری که آتش در گلو دارد ۱
نیندازد خدا با سخت رویان کار یکرنگان
که با آیینه هر کس روبرو گردد دورو دارد ۲
بهاران آنچنان عشرت فزا آمد که زاهد هم
دماغی با وجود کله خشکی چون کدو دارد ۳
گل بی اعتباری راست زان نشو و نما در هند
که اینجا آبروی مرد حکم آب جو دارد ۴
میسر نیست تحصیل می ام در موسمی جویا
که باغ از غنچه و گل هر طرف جام و سبو دارد ۵
چو شمع بزم پنداری که آتش در گلو دارد ۱
نیندازد خدا با سخت رویان کار یکرنگان
که با آیینه هر کس روبرو گردد دورو دارد ۲
بهاران آنچنان عشرت فزا آمد که زاهد هم
دماغی با وجود کله خشکی چون کدو دارد ۳
گل بی اعتباری راست زان نشو و نما در هند
که اینجا آبروی مرد حکم آب جو دارد ۴
میسر نیست تحصیل می ام در موسمی جویا
که باغ از غنچه و گل هر طرف جام و سبو دارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۴ - در باغ چو گل برخ جانان نظر افکند
گوهر بعدی:شماره ۵۴۶ - خون دلم چو از سر مژگان فرو چکید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.