هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، از درد فراق و هجران معشوق میگوید. شاعر با تصاویری مانند اشک، خون دل، و ناله، احساسات خود را بیان میکند و از تأثیر دیدار معشوق بر روح و روانش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده، فهم آن را برای گروههای سنی پایینتر دشوار میکند.
شماره ۵۴۶ - خون دلم چو از سر مژگان فرو چکید
خون دلم چو از سر مژگان فرو چکید
صاف نشاط از آن لب خندان فرو چکید ۱
آبی که خورده بود دل از دیدن تو دوش
امروز اشک گشت و ز مژگان فرو چکید ۲
در گلشنی که سرو تو رنگ خرام ریخت
خوناب ناله از لب مژگان فروچکید ۳
می خوردی و زلال طراوت زعارضت
چون اشک اهل درد به دامان فروچکید ۴
بر تن گریست بی تو ز بس مو بمو مرا
چون شمع اشک من زگریبان فروچکید ۵
نام خداچو صاف صبوحی به لب نهاد
طوفان رنگ زان رخ رخشان فرو چکید ۶
از آه دردناک من امروز چرخ را
خون شفق زگوشهٔ دامان فروچکید ۷
جویا به کام تلخی هجران چشیده ام
آب نبات زان لب خندان فروچکید ۸
صاف نشاط از آن لب خندان فرو چکید ۱
آبی که خورده بود دل از دیدن تو دوش
امروز اشک گشت و ز مژگان فرو چکید ۲
در گلشنی که سرو تو رنگ خرام ریخت
خوناب ناله از لب مژگان فروچکید ۳
می خوردی و زلال طراوت زعارضت
چون اشک اهل درد به دامان فروچکید ۴
بر تن گریست بی تو ز بس مو بمو مرا
چون شمع اشک من زگریبان فروچکید ۵
نام خداچو صاف صبوحی به لب نهاد
طوفان رنگ زان رخ رخشان فرو چکید ۶
از آه دردناک من امروز چرخ را
خون شفق زگوشهٔ دامان فروچکید ۷
جویا به کام تلخی هجران چشیده ام
آب نبات زان لب خندان فروچکید ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۵ - کباب خود دلم را شعلهٔ آواز او دارد
گوهر بعدی:شماره ۵۴۷ - رازها را لب خاموش نگهبان باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.