هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات عمیق خود در رابطه با عشق و وحدت با معشوق سخن میگوید. او از جدایی از خویشتن و پیوستن به یار میگوید و از وضعیت زمانه و سرنوشت خود میخندد. شاعر با تصاویر زیبایی مانند گل و ابر بهاری، احساسات خود را بیان میکند و از جوشش وحدت در وجود خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۷۲ - چون شدم از خویش ره در بزم یارم داده اند
چون شدم از خویش ره در بزم یارم داده اند
رفته ام تا از میان جا در کنارم داده اند ۱
بر مآل خویش خندم یا به اوضاع زمان
من که همچون گل یک خنده وارم داده اند ۲
هر سر مو جوش وحدت می زند بر پیکرم
تا ز دل پیمانهٔ لبریز یارم داده اند ۳
چون گل داغش بخندد در فضای سینه ام
دیدهٔ گریان تر از ابر بهارم داده اند ۴
رفته ام تا از میان جا در کنارم داده اند ۱
بر مآل خویش خندم یا به اوضاع زمان
من که همچون گل یک خنده وارم داده اند ۲
هر سر مو جوش وحدت می زند بر پیکرم
تا ز دل پیمانهٔ لبریز یارم داده اند ۳
چون گل داغش بخندد در فضای سینه ام
دیدهٔ گریان تر از ابر بهارم داده اند ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۱ - ای خضر هر که مست شراب جنون بود
گوهر بعدی:شماره ۵۷۳ - سرو من چون به سر شوخی انداز آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.