هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان دردها و رنجهای عاطفی و روحی میپردازد. شاعر از ناامیدی، غم، و دیوانگی ناشی از عشق یا زندگی سخن میگوید و از بیعدالتی و ناملایمات روزگار شکایت دارد. همچنین، اشارهای به امید واهی و وعدههای بیاساس دارد که فرد را در دام خود گرفتار میکنند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و دیوانگی نیاز به درک و تجربه بیشتری از زندگی دارند.
شماره ۵۷۰ - از گریه دیده ای که سفیدش نمی کنند
از گریه دیده ای که سفیدش نمی کنند
روشن سواد سرمهٔ دیدش نمی کنند ۱
با درد و غم کسی که نه امروز صبر کرد
فردا به جام صاف امیدش می کنند ۲
دیوانه ای که شسته زامید و بیم دست
پابند دام وعد وعیدش نمی کنند ۳
جویا چو گل کسی که دهانش دریده نیست
محروم بزم گفت و شنیدش نمی کنند ۴
روشن سواد سرمهٔ دیدش نمی کنند ۱
با درد و غم کسی که نه امروز صبر کرد
فردا به جام صاف امیدش می کنند ۲
دیوانه ای که شسته زامید و بیم دست
پابند دام وعد وعیدش نمی کنند ۳
جویا چو گل کسی که دهانش دریده نیست
محروم بزم گفت و شنیدش نمی کنند ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۹ - چون به صحرا نکهت آن زلف شبگون می رود
گوهر بعدی:شماره ۵۷۱ - ای خضر هر که مست شراب جنون بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.