هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد و رنج عاطفی عمیق را بیان میکند. شاعر از اشکهای سرخ، جراحتهای روحی و شرمساری ناشی از جنون عشق سخن میگوید. همچنین، به مقاومت دل در برابر امتحانهای سخت و عدم شکوهآفرینی هنرمند اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی پیچیده و غمگین است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'جنون' و 'دریای خون' نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
شماره ۵۷۹ - زچشمم جز سرشک لعل گون بیرون نمی آید
زچشمم جز سرشک لعل گون بیرون نمی آید
بلی هرگز در از دریای خون بیرون نمی آید ۱
نمک ها بر جراحت زد تن درد آشنایم را
دلم از خجلت شور جنون بیرون نمی آید ۲
دلم را هر قدر خواهی به سنگ امتحان بشکن
صدا زین ساغر لبریز خون بیرون نمی آید ۳
نباشد شکوه ای صاحب هنر را بر زبان جویا
که هرگز از رگ یاقوت خون بیرون نمی آید ۴
بلی هرگز در از دریای خون بیرون نمی آید ۱
نمک ها بر جراحت زد تن درد آشنایم را
دلم از خجلت شور جنون بیرون نمی آید ۲
دلم را هر قدر خواهی به سنگ امتحان بشکن
صدا زین ساغر لبریز خون بیرون نمی آید ۳
نباشد شکوه ای صاحب هنر را بر زبان جویا
که هرگز از رگ یاقوت خون بیرون نمی آید ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۸ - عاقلان موعظه را زیب ده هوش کنند
گوهر بعدی:شماره ۵۸۰ - لاله آسا هر که در عشق تو خون آشام شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.