هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد فراق و حیرانی ناشی از دوری معشوق می‌گوید. او از دل‌تنگی، بی‌قراری و بی‌پناهی خود سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که هیچ‌کس جز او در گرداب حیرانی و سردرگمی گرفتار نشود.
رده سنی: 15+ این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن مستلزم بلوغ فکری و عاطفی است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۵۸۱ - بی تو چشمم حلقهٔ گلدام حیرانی مباد

بی تو چشمم حلقهٔ گلدام حیرانی مباد
دود دل مرغولهٔ زلف پریشانی مباد ۱

حد طبعم لباسی برنتابد شعله وار
بر تنم جز جامهٔ چسپان عریانی مباد ۲

دل چو گردد آب کوه صبر را از جا کند
کشتی ام یارب در این سیلاب طوفانی مباد ۳

غیر من جویا به بزم رقص آن طاووس خلد
دیگری سرگشتهٔ گرداب حیرانی مباد ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۸۰ - لاله آسا هر که در عشق تو خون آشام شد
گوهر بعدی:شماره ۵۸۲ - زفن خویش نفعی اهل فن هرگز نمی یابد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.