هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر نارضایتی از زندگی معمولی و جستجوی آزادی و معنای عمیقتر در زندگی است. شاعر از محدودیتهای زندگی روزمره و ناتوانی در یافتن آرامش در وطن خود شکایت میکند و به دنبال آزادی و تجربههای جدید است. همچنین، شعر به درد و رنج عاطفی اشاره دارد که تنها با اشک و غم قابل بیان است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عاطفی و جستجوی آزادی نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۵۸۲ - زفن خویش نفعی اهل فن هرگز نمی یابد
زفن خویش نفعی اهل فن هرگز نمی یابد
زبان چون گوش فیضی از سخن هرگز نمی یابد ۱
چو ریگ شیشهٔ ساعت کسی ذوق سفر داند
که آرام و سکون را در وطن هرگز نمی یابد ۲
برون از پوست سیر عالم آزادگی خواهم
تنم آسایشی زین پیرهن هرگز نمی یابد ۳
زآب دیده می بالد گل داغ جگر جویا
جز اشک ما طراوت این چمن هرگز نمی یابد ۴
زبان چون گوش فیضی از سخن هرگز نمی یابد ۱
چو ریگ شیشهٔ ساعت کسی ذوق سفر داند
که آرام و سکون را در وطن هرگز نمی یابد ۲
برون از پوست سیر عالم آزادگی خواهم
تنم آسایشی زین پیرهن هرگز نمی یابد ۳
زآب دیده می بالد گل داغ جگر جویا
جز اشک ما طراوت این چمن هرگز نمی یابد ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۱ - بی تو چشمم حلقهٔ گلدام حیرانی مباد
گوهر بعدی:شماره ۵۸۳ - کس به سعی از پای دل زنجیر نتواند گشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.