هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، درد عشق و جستجوی معشوق را توصیف میکند. شاعر از تشبیهات زیبا مانند گریه به گرداب، شراب و کدو، و گل و فیض استفاده میکند تا احساسات عمیق خود را بیان کند. همچنین، مفاهیمی مانند صفای دل، غبار مذلت، و فروغ مهر رخش به مضامین عرفانی اشاره دارند. در نهایت، شعر به بیزبانی عاشق و سحرکاری معشوق میپردازد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهٔ ادبی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین فلسفی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۲۵ - کسی که در طلبش درد جستجو دارد
کسی که در طلبش درد جستجو دارد
همیشه گریه چو گرداب در گلو دارد ۱
هوای باده بود در سری که بی مغز است
شراب، نسبت نزدیک با کدو دارد ۲
ز شور لعل تو یکبار هر که کام گرفت
دلی به سینه نمکسود آرزو دارد ۳
چمن به چشم حقیقت نهال کردهٔ تست
ز روی و موی تو گل رنگ فیض و بو دارد ۴
به تنگنای بدن جان چسان بیاساید
که خلوتش زعناصر چهار سو دارد ۵
گرفته کون و مکان را فروغ مهر رخش
کدام ذره نه در سر هوای او دارد ۶
صفای دل ز غبار مذلت است ایمن
که آینه بر هر کس که رفت رو دارد ۷
فروغ باده در آن رنگ رو تماشا کن
بلی صفای دگر در گل آب جو دارد ۸
به چشم کم منکر بی زبانی ما را
که بانگاه کسی راه گفتگو دارد ۹
ز سحرکاری چشمش به حیرتم جویا
که مست خواب خمارست و گفتگو دارد ۱۰
همیشه گریه چو گرداب در گلو دارد ۱
هوای باده بود در سری که بی مغز است
شراب، نسبت نزدیک با کدو دارد ۲
ز شور لعل تو یکبار هر که کام گرفت
دلی به سینه نمکسود آرزو دارد ۳
چمن به چشم حقیقت نهال کردهٔ تست
ز روی و موی تو گل رنگ فیض و بو دارد ۴
به تنگنای بدن جان چسان بیاساید
که خلوتش زعناصر چهار سو دارد ۵
گرفته کون و مکان را فروغ مهر رخش
کدام ذره نه در سر هوای او دارد ۶
صفای دل ز غبار مذلت است ایمن
که آینه بر هر کس که رفت رو دارد ۷
فروغ باده در آن رنگ رو تماشا کن
بلی صفای دگر در گل آب جو دارد ۸
به چشم کم منکر بی زبانی ما را
که بانگاه کسی راه گفتگو دارد ۹
ز سحرکاری چشمش به حیرتم جویا
که مست خواب خمارست و گفتگو دارد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۴ - از زمین و آسمان هرگز دلم آبی نخورد
گوهر بعدی:شماره ۶۲۶ - زخم دلم چو غنچه فراهم نمی شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.