هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از نارضایتی خود از زندگی و جهان میگوید و بیان میکند که هیچ چیز او را سیراب نکرده است. او به انتقاد از تکبر و خودبینی میپردازد و اشاره میکند که کسانی که خود را فراموش میکنند، در نهایت گم میشوند. همچنین، او از پایداری در راه آزادگی سخن میگوید و عشق را بازاری توصیف میکند که در آن زیانها به سود تبدیل میشوند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و انتقاد از جامعه ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۶۲۴ - از زمین و آسمان هرگز دلم آبی نخورد
از زمین و آسمان هرگز دلم آبی نخورد
تر نمی گردد دماغ خواهشم زین صاف و درد ۱
پاس خود کی می تواند اهل نخوت داشتن
خویش را گم می کند آری به خود هر کس سپرد ۲
ایمن است از دست انداز خزان حادثات
در ره آزادگی چون سرو هر کس پا فشرد ۳
دوش آن ماه تمام از روزنم طالع نشد
تا سحرگه دیده ام بی او کواکب می شمرد ۴
سود می گردد زیانها جمله در بازار او
هر که جویا خویش را در عشق بازی باخت، برد ۵
تر نمی گردد دماغ خواهشم زین صاف و درد ۱
پاس خود کی می تواند اهل نخوت داشتن
خویش را گم می کند آری به خود هر کس سپرد ۲
ایمن است از دست انداز خزان حادثات
در ره آزادگی چون سرو هر کس پا فشرد ۳
دوش آن ماه تمام از روزنم طالع نشد
تا سحرگه دیده ام بی او کواکب می شمرد ۴
سود می گردد زیانها جمله در بازار او
هر که جویا خویش را در عشق بازی باخت، برد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۳ - بسکه گوهر بر کنارم چشم خون بالا فشاند
گوهر بعدی:شماره ۶۲۵ - کسی که در طلبش درد جستجو دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.