هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عشق، جستجو و بی‌قراری سخن می‌گوید. شاعر از ناآرامی دل، تلاش بی‌پایان برای وصال معشوق و نبود آرامش در غیاب او می‌نویسد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند طلب، عشق الهی و بی‌قراری روح دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد.

شماره ۶۴۶ - تا بر رخ تو زلف پریشان نمی شود

تا بر رخ تو زلف پریشان نمی شود
آشفته خاطریم به سامان نمی شود ۱

ارباب جستجوی به راهش سپرده اند
آن پای را که رزق مغیلان نمی شود ۲

کو لمحه ای که پنجهٔ مژگان شوخ او
با چاک سینه دست و گریبان نمی شود ۳

آن را که یکه تاز ره جستجوی اوست
پای طلب حصاری دامان نمی شود ۴

چون شمع در سری که نباشد هوای عشق
از پای تا به سر همه تن جان نمی شود ۵

جویا دل تو نشکفد از یک جهان نشاط
طرف می تو ساغر دوران نمی شود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۴۵ - چشم مخمور تو چون بازار صهبا بشکند
گوهر بعدی:شماره ۶۴۷ - گل به آن روی نکو می ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.