هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد عشق و دلتنگی سخن میگوید. او از سوختن دل به خاطر عشق، از دست دادن آرامش و مقایسه خود با پروانهای که در آتش عشق میسوزد، صحبت میکند. شاعر تأکید میکند که حتی با وجود تمام رنجها، عشق ارزشمند است و از بیدردی و بیتفاوتی دیگران انتقاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۲۲ - اگر از سوز عشقت سوخت دل دیوانه ای کمتر
اگر از سوز عشقت سوخت دل دیوانه ای کمتر
وگر بر باد شد خاکسترش پروانه ای کمتر ۱
به پیش مستی چشمش که یارب باد روز افزون
بود سامان صد میخانه از پیمانه ای کمتر ۲
نثار دوست کن گر نیم جانی در بدن داری
ز همت دور باشد بودن از پروانه ای کمتر ۳
ز جوش درد بی او خون دل در دیده اش گردد
تو ای بی درد تا کی باشی از پیمانه ای کمتر ۴
به چشم آنکه باشد خاطرش معمور دلتنگی
بود وسعت سرای عالم از ویرانه ای کمتر ۵
ز بس لبریز درد عشق خوبان گشته ام جویا
به گوشم قصهٔ مجنون بود افسانه ای کمتر ۶
وگر بر باد شد خاکسترش پروانه ای کمتر ۱
به پیش مستی چشمش که یارب باد روز افزون
بود سامان صد میخانه از پیمانه ای کمتر ۲
نثار دوست کن گر نیم جانی در بدن داری
ز همت دور باشد بودن از پروانه ای کمتر ۳
ز جوش درد بی او خون دل در دیده اش گردد
تو ای بی درد تا کی باشی از پیمانه ای کمتر ۴
به چشم آنکه باشد خاطرش معمور دلتنگی
بود وسعت سرای عالم از ویرانه ای کمتر ۵
ز بس لبریز درد عشق خوبان گشته ام جویا
به گوشم قصهٔ مجنون بود افسانه ای کمتر ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۱ - شد دل دریا کنارم ته همین از چشم تر
گوهر بعدی:شماره ۷۲۳ - پای هر نخلی که بوسیدم به دوران بهار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.