هوش مصنوعی:
این شعر از فضل علی بیگ، با تصاویر زیبا و استعاری، به توصیف بهار و زیباییهای طبیعت میپردازد. شاعر از گلها، سرو، و سمن سخن میگوید و از تشنگی دلهای مردم و امید به رسیدن رحمت الهی یاد میکند. همچنین، اشارهای به زیبایی معشوق و فیض رسیده از روی او دارد. در پایان، شاعر مخاطب را از غفلت برحذر میدارد و به جوانان تازهنفس اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم استعاری و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'لب تشنهٔ خون دل خلق' نیاز به درک عمیقتری از ادبیات و مفاهیم اجتماعی دارد.
شماره ۷۴۶ - مستان پی گلگشت چمن می رسد امروز
مستان پی گلگشت چمن می رسد امروز
نازش به گل و سرو و سمن می رسد امروز ۱
دور است که لب تشنهٔ خون دل خلق است
آن طفل که دستش به دهن می رسد امروز ۲
بر غنچهٔ گل در چمن از بسکه خموشی
گر لعل تو بگرفت سخن می رسد امروز ۳
مایل به ترنج مه و خورشید نباشد
دستی که به آن سیب ذقن می رسد امروز ۴
هرگز نرسیده است زخورشید زمین را
فیضی که ز روی تو به من می رسد امروز ۵
غافلی مشو از «فضل علی بیگ» که جویا
از تازه جوانا به سخن می رسد امروز ۶
نازش به گل و سرو و سمن می رسد امروز ۱
دور است که لب تشنهٔ خون دل خلق است
آن طفل که دستش به دهن می رسد امروز ۲
بر غنچهٔ گل در چمن از بسکه خموشی
گر لعل تو بگرفت سخن می رسد امروز ۳
مایل به ترنج مه و خورشید نباشد
دستی که به آن سیب ذقن می رسد امروز ۴
هرگز نرسیده است زخورشید زمین را
فیضی که ز روی تو به من می رسد امروز ۵
غافلی مشو از «فضل علی بیگ» که جویا
از تازه جوانا به سخن می رسد امروز ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۵ - فریاد چقدرها خورد افسوس بر امروز
گوهر بعدی:شماره ۷۴۷ - به سیر باغ خرامان شد آن نگار امروز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.