هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت و اندوه شاعر نسبت به گذشته و عشق از دست رفته سخن میگوید. شاعر از یادآوری خاطرات عاشقانه در باغ بهشت و تأثیر هوای سحر بر نفس خود میگوید. همچنین، از آتش عشق و غمهایش که حتی کوه را از پا درمیآورد، یاد میکند. شعر با درخواست از ساقی برای بیخود شدن و فراموشی دردها پایان مییابد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و حسرتآلود است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی مضامین مانند درد عشق و غم ممکن است برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
شماره ۷۴۵ - فریاد چقدرها خورد افسوس بر امروز
فریاد چقدرها خورد افسوس بر امروز
آن کس که نه دندان فشرد بر جگر امروز ۱
از یاد بناگوش تو در باغ بهشتم
دارد نفسم فیض هوای سحر امروز ۲
فریاد که از آتش عشق تو نمانده است
یک گوشهٔ چشم اشک مرا در جگر امروز ۳
بر ناله من تنگ بود سینهٔ صحرا
از بار غمم کوه ببازد کمر امروز ۴
پیداست که بسمل شدهٔ آرزوی کیست
از بال و پر افشانی مرغ سحر امروز ۵
ساقی به نگاهی بفزا بی خودیم را
بی خویشتنم کن به دو جام دگر امروز ۶
در خون تمنای سر کوی که غلطید
رنگین به خرام آمده باد سحر امروز ۷
سهل است نپرسید اگر حال تو جویا
مستی که ز حالش نبود با خبر امروز ۸
آن کس که نه دندان فشرد بر جگر امروز ۱
از یاد بناگوش تو در باغ بهشتم
دارد نفسم فیض هوای سحر امروز ۲
فریاد که از آتش عشق تو نمانده است
یک گوشهٔ چشم اشک مرا در جگر امروز ۳
بر ناله من تنگ بود سینهٔ صحرا
از بار غمم کوه ببازد کمر امروز ۴
پیداست که بسمل شدهٔ آرزوی کیست
از بال و پر افشانی مرغ سحر امروز ۵
ساقی به نگاهی بفزا بی خودیم را
بی خویشتنم کن به دو جام دگر امروز ۶
در خون تمنای سر کوی که غلطید
رنگین به خرام آمده باد سحر امروز ۷
سهل است نپرسید اگر حال تو جویا
مستی که ز حالش نبود با خبر امروز ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۴ - نوبهار آمد هوا آیینه پرواز است باز
گوهر بعدی:شماره ۷۴۶ - مستان پی گلگشت چمن می رسد امروز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.