هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غنایی است که در آن شاعر از عشق و درد فراق سخن میگوید. او از دلبستگی و دیوانگی ناشی از عشق، غم و اندوه، و طبیعت به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات خود استفاده میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند ملک سلیمان و وسعت دید دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، فهم آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۷۶۱ - ندارد بیش ازین دل طاقت صهبای پر زورش
ندارد بیش ازین دل طاقت صهبای پر زورش
دهد از هر نگه رطل گرانی چشم مخمورش ۱
مرا دیوانه دارد عشق او در دامن دشتی
که جوشد خون سودا لاله سان از خاک پرشورش ۲
دل خونین نشان ناوک غم گردد از اشکم
بود ذوق کمانداری اگر در خانهٔ زورش ۳
نمک دارد به امید ترحم گریه در بزمی
که شد چشم سفید دردمندان شمع کافورش ۴
شدم آوارهٔ دامان صحرایی که می بینم
خیال دعوی ملک سلیمان در سر مورش ۵
در آن وادی دلم از فیض مشرب کامرانی کرد
که دارد وسعت ملک سلیمان دیدهٔ مورش ۶
چسان بیند خرابی ملک سلطان جون جویا
بود ریگ روان لشکر، بیابان شهر معمورش ۷
دهد از هر نگه رطل گرانی چشم مخمورش ۱
مرا دیوانه دارد عشق او در دامن دشتی
که جوشد خون سودا لاله سان از خاک پرشورش ۲
دل خونین نشان ناوک غم گردد از اشکم
بود ذوق کمانداری اگر در خانهٔ زورش ۳
نمک دارد به امید ترحم گریه در بزمی
که شد چشم سفید دردمندان شمع کافورش ۴
شدم آوارهٔ دامان صحرایی که می بینم
خیال دعوی ملک سلیمان در سر مورش ۵
در آن وادی دلم از فیض مشرب کامرانی کرد
که دارد وسعت ملک سلیمان دیدهٔ مورش ۶
چسان بیند خرابی ملک سلطان جون جویا
بود ریگ روان لشکر، بیابان شهر معمورش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۰ - ز حیرت ماند در بند چکیدن گوهر کوشش
گوهر بعدی:شماره ۷۶۲ - نشست و کان کیفیت ازو شد بزم رنگینش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.