هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و پر از تصاویر شاعرانه است که از عناصر طبیعت مانند قطره آب، موج، گل و شبنم برای توصیف احساسات و حالات عاشقانه استفاده میکند. شاعر از مفاهیمی مانند شرم، عشق، و مرگ به شیوهای نمادین سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق و نمادین است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۷۶۰ - ز حیرت ماند در بند چکیدن گوهر کوشش
ز حیرت ماند در بند چکیدن گوهر کوشش
وگرنه قطرهٔ آبی است از شرم بناگوشش ۱
گشود آخر به زور شوخی آن قفل معما را
سخن موج تپش زد بسکه در لبهای خاموشش ۲
همآغوش تو یکبار آنکه شد چون چشم قربانی
پس از مردن بماند تا قیامت باز آغوشش ۳
تکلف بر طرف سرچشمهٔ حیوان به جوش آمد
چو گشتند از تکلم موجزن لبهای می نوشش ۴
شبیه مجلس تصویر باشد بزم او امشب
بسوی هر که اندازم نظر گردیده مدهوشش ۵
ز بس بگداخت از شرم بیاض گردنش جویا
چنان کز گل چکد شبنم چکیده گوهر از گوشش ۶
وگرنه قطرهٔ آبی است از شرم بناگوشش ۱
گشود آخر به زور شوخی آن قفل معما را
سخن موج تپش زد بسکه در لبهای خاموشش ۲
همآغوش تو یکبار آنکه شد چون چشم قربانی
پس از مردن بماند تا قیامت باز آغوشش ۳
تکلف بر طرف سرچشمهٔ حیوان به جوش آمد
چو گشتند از تکلم موجزن لبهای می نوشش ۴
شبیه مجلس تصویر باشد بزم او امشب
بسوی هر که اندازم نظر گردیده مدهوشش ۵
ز بس بگداخت از شرم بیاض گردنش جویا
چنان کز گل چکد شبنم چکیده گوهر از گوشش ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۹ - هر قدر غم بیند از گردون بود دانا خموش
گوهر بعدی:شماره ۷۶۱ - ندارد بیش ازین دل طاقت صهبای پر زورش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.