هوش مصنوعی:
این متن بیانگر احساس تنهایی و ناامیدی شاعر در جمعی است که صدایش شنیده نمیشود. او از بیتوجهی دیگران رنج میبرد و احساس میکند که حتی نامش باعث شرمساری دیگران شده است. شاعر توصیه میکند که از بیگانگان امید زندگی نباید داشت و سکوت باعث مرگ شادیها میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق احساسی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'سگ که خم نهد ر خود را ز درد گوش' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۷۷۲ - هرگز صدا نبرده در این بزم ره به گوش
هرگز صدا نبرده در این بزم ره به گوش
افتاده است رسم فغان همنشین خموش ۱
نامم شنید غیر و سرافکنده شد روان
چون سگ که خم نهد ر خود را ز درد گوش ۲
دل زندگی مجوی ز بیگانه از سخن
آری چراغ بزم بمیرد چو شد خموش ۳
افتاده است رسم فغان همنشین خموش ۱
نامم شنید غیر و سرافکنده شد روان
چون سگ که خم نهد ر خود را ز درد گوش ۲
دل زندگی مجوی ز بیگانه از سخن
آری چراغ بزم بمیرد چو شد خموش ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷۱ - شکاریی که دلم گشته است نخجیرش
گوهر بعدی:شماره ۷۷۳ - ای دل هم آرمیده و هم می رمیده باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.