هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و فراق سخن میگوید و از درد دوری از معشوق و تأثیر آن بر دل شاعر. همچنین، از زیباییهای طبیعت و باغ به عنوان نمادهایی از عشق و زندگی یاد میکند. شاعر تأکید میکند که عشق و دلبستگی با آرامش و فراق جمع نمیشوند و از دوستان دعوت میکند تا از فصل گل و لاله لذت ببرند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی نیاز به درک بالاتری از ادبیات دارد.
شماره ۷۸۸ - غیر از دلم که بی تو در او گشته داغ جمع
غیر از دلم که بی تو در او گشته داغ جمع
در کلبه ای که دیده هزاران چراغ جمع؟ ۱
آن را که به باد هوا و هوس نداد
از دستبرد تفرقه باشد دماغ جمع ۲
از یاد شمع روی تو در پردهٔ دلم
فانوس وارگشته فروغ چراغ جمع ۳
زآن چشم و عارض و خط مشکین دلم شکفت
یا گشته نرگس و گل و سنبل به باغ جمع ۴
زاید هزار فتنه ازو تا به صبحدم
گردد شبی به دختر رزگر ایاغ جمع ۵
در بند عشق، طالب آسودگی مباش
دلبستگی عجب که شود با فراغ جمع ۶
جویا بیا که فصل گل و لاله می رود
هستند دوستان همه در باغ و راغ جمع ۷
در کلبه ای که دیده هزاران چراغ جمع؟ ۱
آن را که به باد هوا و هوس نداد
از دستبرد تفرقه باشد دماغ جمع ۲
از یاد شمع روی تو در پردهٔ دلم
فانوس وارگشته فروغ چراغ جمع ۳
زآن چشم و عارض و خط مشکین دلم شکفت
یا گشته نرگس و گل و سنبل به باغ جمع ۴
زاید هزار فتنه ازو تا به صبحدم
گردد شبی به دختر رزگر ایاغ جمع ۵
در بند عشق، طالب آسودگی مباش
دلبستگی عجب که شود با فراغ جمع ۶
جویا بیا که فصل گل و لاله می رود
هستند دوستان همه در باغ و راغ جمع ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸۷ - چو بیند آن عذار لاله گون شمع
گوهر بعدی:شماره ۷۸۹ - بود از سوز دلم هر قطره خون در تن چراغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.