هوش مصنوعی:
این شعر به توصیف باغی پرداخته است که هر عنصر آن، از سبزهها تا شبنمها، نماد و زبان حالی دارد. شاعر از حیرت نرگس، غم گلها، و رازهای نهفته در غنچهها سخن میگوید و تأکید میکند که زیبایی باغ نه از باران بهاری، بلکه از حضور معشوق سرچشمه میگیرد. همچنین، عناصر طبیعت مانند آب و خاک به عنوان جوهره حیات توصیف شدهاند.
رده سنی:
14+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی، استفاده از استعارههای پیچیده، و زبان شاعرانه ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.
شماره ۷۹۱ - هر سبزه سراپای زبانست در این باغ
هر سبزه سراپای زبانست در این باغ
هر شبنمی از دیده ورانست در این باغ ۱
تا چشم گشوده است بود بیخود حیرت
نرگس که ز صاحب نظرانست در این باغ ۲
سرسبزی گلها نه ز باران بهاریست
شد بی تو دلم آب و روانست در این باغ ۳
بی او نه همین غنچه خورد خون دل از غم
گل نیز ز خمیازه کشانست در این باغ ۴
از نیم تبسم ز لب غنچه کند گل
رازی که بصد پرده نهانست در این باغ ۵
شد گرم طپش هر رگ گل چون دل بلبل
تا مرغ دلم بال فشانست در این باغ ۶
خاصیت سیماب اگر نیست بشبنم
چون گوش گل امروز گرانست در این باغ ۷
آب است که روح گل و جان تن خاکیست
هر جوی که جاریست روانست در این باغ ۸
از جلوهٔ او دیدهٔ بد دور که دیده است
جز قد تو سروی که روانست در این باغ ۹
امروز بوصف گل و سنبل دل جویا
چون غنچه سراپای زبانست در این باغ ۱۰
هر شبنمی از دیده ورانست در این باغ ۱
تا چشم گشوده است بود بیخود حیرت
نرگس که ز صاحب نظرانست در این باغ ۲
سرسبزی گلها نه ز باران بهاریست
شد بی تو دلم آب و روانست در این باغ ۳
بی او نه همین غنچه خورد خون دل از غم
گل نیز ز خمیازه کشانست در این باغ ۴
از نیم تبسم ز لب غنچه کند گل
رازی که بصد پرده نهانست در این باغ ۵
شد گرم طپش هر رگ گل چون دل بلبل
تا مرغ دلم بال فشانست در این باغ ۶
خاصیت سیماب اگر نیست بشبنم
چون گوش گل امروز گرانست در این باغ ۷
آب است که روح گل و جان تن خاکیست
هر جوی که جاریست روانست در این باغ ۸
از جلوهٔ او دیدهٔ بد دور که دیده است
جز قد تو سروی که روانست در این باغ ۹
امروز بوصف گل و سنبل دل جویا
چون غنچه سراپای زبانست در این باغ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹۰ - میستاند باج از صرصر نگاه تند خلق
گوهر بعدی:شماره ۷۹۲ - گر نیست آفتاب برین در کمین برف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.