خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به زیباییهای زبانی و استعارههای پیچیده متکی است و مفاهیمی مانند زوال، کدورت، و تأثیرات منفی را بررسی میکند. از عناصر طبیعی مانند زنگزدن فلزات و تاریکی آیینه برای بیان این مفاهیم استفاده شده است.
متن دارای مفاهیم انتزاعی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ خواننده نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند زوال و کدورت ممکن است برای خوانندگان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۸۰۳ - دل از کف رفت بدگو را ز کلفت در وفور زنگ
دل از کف رفت بدگو را ز کلفت در وفور زنگ
خورد فولاد را سازد چو ناخن بند مور زنگ ۱
فلک را هست در بالا دوی زینت زمهر و مه
بلی شاطر بلند آوازه می گردد ز شور زنگ ۲
کدورت مرد را آخر زبون خویش می سازد
بپیچد گر بود سرپنجه از فولاد زور رنگ ۳
شود از کینه دل در گرد کلفت عاقبت پنهان
سیه گردد چو بر آیینه زور آرد وفور زنگ ۴
بصد شوخی دلم را برد جویا مصرع گویا
سلیمانی کند در عالم آیینه مور زنگ ۵
خورد فولاد را سازد چو ناخن بند مور زنگ ۱
فلک را هست در بالا دوی زینت زمهر و مه
بلی شاطر بلند آوازه می گردد ز شور زنگ ۲
کدورت مرد را آخر زبون خویش می سازد
بپیچد گر بود سرپنجه از فولاد زور رنگ ۳
شود از کینه دل در گرد کلفت عاقبت پنهان
سیه گردد چو بر آیینه زور آرد وفور زنگ ۴
بصد شوخی دلم را برد جویا مصرع گویا
سلیمانی کند در عالم آیینه مور زنگ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۲ - در تنم از خون نمی گذاشت فریاد
گوهر بعدی:شماره ۸۰۴ - کشیده لاله شراب شبانه از رگ سنگ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.