هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از اضطراب و بیقراری خود میگوید و از تلخیهای زندگی و هجران شکایت میکند. او با استفاده از استعارههایی مانند «رگ خواب» و «سیلاب»، احساسات عمیق خود را بیان میکند. همچنین، به عشق و مستی اشاره دارد و از تأثیرات آن بر روح و جسم خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه و حزنآلود است و از استعارههای پیچیده استفاده میکند که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند «مستی» و «هجران» برای مخاطبان جوانتر ممکن است نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۸۳۲ - بود آسودگی در اضطراب از چشم بیتابم
بود آسودگی در اضطراب از چشم بیتابم
چو نبض خسته دایم در طپش باشد رگ خوابم ۱
مرا دل کندن از صهبا کم از جان کندنی نبود
در اعضا ریشه دارد از رگ تلخی می نابم ۲
ز مستی رتبهٔ جمشید باشد بینوایان را
بود تختم بساط خاک تا در عالم آبم ۳
ز جوش گریه در شبهای هجران چشم آن دارم
که چون خاشاک بردارد زجای خویش سیلابم ۴
کنم بی شکرین لعل تو گر پیمانه پیمایی
رگ تلخی زبان مار گردد در می نابم ۵
مرا یاد بناگوشی چنین در تاب و تب دارد
کمند صید دل گردیده جویا موج مهتابم ۶
چو نبض خسته دایم در طپش باشد رگ خوابم ۱
مرا دل کندن از صهبا کم از جان کندنی نبود
در اعضا ریشه دارد از رگ تلخی می نابم ۲
ز مستی رتبهٔ جمشید باشد بینوایان را
بود تختم بساط خاک تا در عالم آبم ۳
ز جوش گریه در شبهای هجران چشم آن دارم
که چون خاشاک بردارد زجای خویش سیلابم ۴
کنم بی شکرین لعل تو گر پیمانه پیمایی
رگ تلخی زبان مار گردد در می نابم ۵
مرا یاد بناگوشی چنین در تاب و تب دارد
کمند صید دل گردیده جویا موج مهتابم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۱ - تا ز یاد او دل غم پیشه رنگین می کنم
گوهر بعدی:شماره ۸۳۳ - به راه عشق در گام نخست از خود سفر کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.