هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از عشق شدید و تأثیر آن بر وجود خود میگوید، از رنج هجران و سوختن در آتش عشق سخن میراند و در نهایت به تسلیم شدن کامل در برابر این عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۸۳۴ - بسکه جا کرده است مهرت در سراپای تنم
بسکه جا کرده است مهرت در سراپای تنم
ریشه نخل محبت گشته رگهای تنم ۱
عمرها شد در لباس نیستی آسوده ام
کی بدام پیرهن افتاده عنقای تنم ۲
ای فدایت جان من دور از بهار جلوه ات
خشک شد مانند گل خون در سراپای تنم ۳
بوده ام در هر لباسی چند روزی، عاقبت
جامهٔ عریانی آمد راست بالای تنم ۴
سوختم جویا ز هجرش تا سحر مانند شمع
عاقبت بگداخت در عشقش سراپای تنم ۵
ریشه نخل محبت گشته رگهای تنم ۱
عمرها شد در لباس نیستی آسوده ام
کی بدام پیرهن افتاده عنقای تنم ۲
ای فدایت جان من دور از بهار جلوه ات
خشک شد مانند گل خون در سراپای تنم ۳
بوده ام در هر لباسی چند روزی، عاقبت
جامهٔ عریانی آمد راست بالای تنم ۴
سوختم جویا ز هجرش تا سحر مانند شمع
عاقبت بگداخت در عشقش سراپای تنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۳ - به راه عشق در گام نخست از خود سفر کردم
گوهر بعدی:شماره ۸۳۵ - از غار راه ریزد عشق رنگ خانه ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.